ایران و زندگی روزمره

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صامت» ثبت شده است

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۵۰ ب.ظ سروش
بسی رنج بردم در این سال سی : ویراستیار

بسی رنج بردم در این سال سی : ویراستیار

سعی ما در بلاگ بر این است تا فرصت استفاده از امکانات پیشرفته و حرفه ای متناسب با شان جامعه ایرانی را به ساده ترین نحو ممکن فراهم آوریم. تلاش کرده ایم تا فضایی متفاوت را در وب فارسی شکل دهیم و بستری بسازیم برای نخبگان، محققان، متخصصان، هنرمندان و اهل قلم تا بتوانند فارغ از دغدغه های فنی و حاشیه ای، بر تولید و نشر آثار خود تمرکز کنند.

سعی ما در بلاگ بر این است تا فرصت استفاده از امکانات پیشرفته و حرفه‌ای متناسب با شأن جامعه ایرانی را به ساده‌ترین نحو ممکن فراهم آوریم. تلاش کرده‌ایم تا فضایی متفاوت را در وب فارسی شکل دهیم و بستری بسازیم برای نخبگان، محققان، متخصصان، هنرمندان و اهل‌قلم تا بتوانند فارغ از دغدغه‌های فنی و حاشیه‌ای، بر تولید و نشر آثار خود تمرکز کنند.

 

این بخشی از توضیحی است که بیان در توضیح بلاگ بیان نوشته است. اما از دو جمله‌ی بالا کدام‌یک را ترجیح می‌دهید؟ هر دو معنای یکسانی دارند و مفهوم یکسانی را منتقل می‌کنند، نگارش‌ها اما متفاوت است.

ادامه مطلب...
۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۵۰ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
سروش
پنجشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۱۱ ب.ظ سروش
ای کاش آدمی وطنش را ...

ای کاش آدمی وطنش را ...

ایالات‌متحده‌ی آمریکا از برجام خارج شد. دو شب پیش و در میانه‌ی تصمیم‌گیری قدرتمندان، احساس شکست کردم، احساس سرخوردگی و  ناامیدی. نه ترس سرمایه‌ای را داشتم که هیچ می‌شود و نه نگران دلارهایی بودم که نخریده‌ام. نه؛ نگران این‌ها نبودم. استانبول و فردوسی مسیر من نیست. من پرسه‌زن خیال‌پرداز سی تیرم همچنان. ترسم اما از زمستان بود، از فریاد:

ادامه مطلب...
۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۱۱ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش
دوشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۱۷ ب.ظ سروش
کتاب معرفی کنید، کتاب بفروشید

کتاب معرفی کنید، کتاب بفروشید

بهمن دارالشفایی را خیلی‌ها با مستند جمعه‌های فرهاد می‌شناسیم. همان‌که با خواندن تصنیف بازم صدای نی میاد / آواز پی‌درپی میاد فرهاد در آن وضع جسمانی و با آن صدای تکرار نشدنی پایان می‌یابد. دارالشفایی که تحصیل‌کرده‌ی شریف و LSE است و پس از پایان تحصیل و بازگشت به ایران، به روزنامه‌نگاری و ترجمه مشغول است، حالا بعد از وبلاگش آق‌بهمن، کانال تلگرامی دارد که در آن پست‌های توییتری خودش و دوستانش را نشر می‌دهد. گاهی از نظراتش می‌نویسد. گاهی از فوتبال و درنهایت گاهی کتاب معرفی می‌کند. چند روز پیش اما نظرسنجی جالبی در کانالش قرار داد که به نظر ایده‌ی مفیدی هم پشتش هست:

ادامه مطلب...
۰۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۱۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سروش
شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۲۲ ب.ظ سروش
امنیت اطلاعات و چند داستان دیگر

امنیت اطلاعات و چند داستان دیگر

در حدود یک سال پیش به دنبال کتابخانه‌ای در نزدیکی محل سکونتم راهی یکی از کتابخانه‌های عمومی شهرداری تهران شدم. اطلاعات لازم در مورد ساعات و روزهای کتابخانه و همین‌طور مدارک موردنیاز و هزینه‌ی ثبت‌نام را پیش‌تر و در تماسی تلفنی گرفته‌ام، پس به‌محض ورود مدارک را تحویل داده و درخواست فرم ثبت‌نام می‌کنم. اطلاعات موردنیاز فرم شامل نام، نام خانوادگی،شماره‌ی شناسنامه، شماره‌ی ملی، نام پدر، شماره‌های تلفن، مدرک تحصیلی و تقریباً بخش اعظم اطلاعاتی است که ازنظر امنیت اطلاعات مهم به شمار می‌آیند، برخی اطلاعات شخصی والدین، و درنهایت نام، شماره تلفن و اطلاعات یکی از اقوام. بخش اول که متأسفانه در تمامی فرم‌ها تکرار می‌شوند را پرکرده و به خیال این‌که سایر موارد فرم ثبت‌نام اهمیت نداشته باشند، فرم را به خانمی که مسئول ثبت‌نام است تحویل می‌دهم.

 

به فرم نگاه می‌کند، چشمانش گرد می‌شود

ادامه مطلب...
۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش